روستای پاهتک بشاگرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 18:55  توسط سعید صالحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 17:6  توسط سعید صالحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 17:5  توسط سعید صالحی  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 3:43  توسط سعید صالحی  | 

درختی که به زبان محلی معروف به درخت گیش در روستای رینن فراوان است 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 3:35  توسط سعید صالحی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 18:58  توسط سعید صالحی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 16:43  توسط سعید صالحی  | 

روزه و رمضان در آینه شعر فارسی (1)





مبارک باد آمد ماه روزه 
رهت‏خوش باد، ای همراه روزه 
شدم بر بام تا مه را ببینم 
که بودم من به جان دلخواه روزه 
نظر کردم کلاه از سر بیفتاد 
سرم را مست کرد آن شاه روزه 
مسلمانان، سرم مست است از آن روز 
زهی اقبال و بخت و جاه روزه 
بجز این ماه، ماهی هست پنهان 
نهان چون ترک در خرگاه روزه
بدان مه ره برد آن کس که آید 
درین مه خوش به خرمنگان روزه 
رخ چون اطلسش گر زرد گردد 
بپوشد خلعت از دیباه روزه 
دعاها اندرین مه مستجاب است 
فلکها را بدرد آه روزه 
چو یوسف ملک مصر عشق گیرد 
کسی کو صبر کرد در چاه روزه 
سحوری کم زن ای نطق و خمش آن 
ز روزه خود شوند آگاه روزه 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 15:12  توسط سعید صالحی  | 

گراش: بزرگداشت حاج عبداله والی

 

 

 

نام حاج عبدالله والی را می توان همراه نام "بشاگرد" یاد کرد. منطقه ای که پیش از انقلاب بر اثر ظلم رژیم ستمشاهی به دور از کمترین امکانات بوده است و می توان آن را محرومترین نقطه ایران نامید. منطقه ای کپرنشین که عبور و مرور به آن با شتر صورت می گرفت و چند روز بایستی راه پیمود تا به این منطقه رسید و وضعیت بسیار وخیمی که شرح آن را می توان در میان سطور این کتاب جستجو کرد.


عبدالله کودکی است از خانواده والی در8 اسفند 1327 در محله دولاب تهران چشم به جهان می گشاید. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ای اسلامی می گذراند. در دوران تحصیل اهل درس است و قرآن و دعا و در کنار درس و مطالعه اهل مسجد است. نوجوانی پرتلاش که با راه اندازی «هیئت جوانان حسینی بچه های محل را هادی و راهنما است. جوانی که به توصیه پدر با وضو بود. اهل قرائت قرآن است و آنچنان وارسته و خودساخته است که اهل محل او را امین می دانند. مردی که در دوران ستم شاهی به فقر مردم اطراف تهران می اندیشد و نیمه های شب به کمک آنان می شتابد. در یاری امام و مقتدای خویش امام خمینی(ره) به جمع مبارزان بر علیه رژیم می پیوندد و پس از پیروزی انقلاب، آنگاه که می بیند کردستان به امثال او نیازمند است، در منطقه حضور می یابد. سپس به جبهه می رود شبی دست تقدیر او را با نام بشاگرد آشنا می نماید. با سفری به بشاگرد با این وادی آشناتر می شود و در دو راهی جبهه یا بشاگرد به اشاره مولا و رهبر خویش بشاگرد را بر می گزیند و این هجرت آغازی است بر حضور بیست و سه ساله "والی" در بشاگرد. حضوری سخت و طاقت فرسا برای او، اما پر حاصل و پر ثمر برای مردم آن دیار. آغازی بر ماموریتی بی پایان که از سال 1361 آغاز و در 8 اردیبهشت 1384 با ارتحال او و آرمیدن در بهشت زهرا(س) پایان یافت.

گراش: یادمان مرحوم حاجی والی
منطقه بشاگرد با وسعت 16000 كيلومتر مربع مشتمل بر حدود 45۰آبادي كوچك و بزرگ ، حدود 65-70 هزار نفر جمعيت ، که  سرزميني است كوهستاني، ناهموار، با خشکسالی های 6-7 ساله و باران های سیل آسا و رودخانه های فصلی خروشان،


واقع در جنوب شرقي استان هرمزگان و محدود به جنوب استان كرمان و غرب استان سیستان و بلوچستان.

با مردمانی رنج کشیده و استخوانی و آفتاب سوخته ، همگی شیعه و سینه سوخته سالار شهیدان عالم حضرت ثارالله (علیه السلام)

می گویند جایی در تاریخ از ترس اقوام سنی نشین استان های مجاور به این جا گریخته اند و یا به نقلی تبعید شده اند....

اول انقلاب کشف شد!!! به حضرت امام خبر دادند که یک همچین جایی در موقعیت جغرافیایی فلان وجود دارد که :

- مردمش نان آرد خرما میخورند ، البته اگر گیرشان بیاید!

- بیمارستان که هیچ ، مرکز درمانی ، خانه بهداشت هم ندارند!

- راه ندارند ، در اکثر جاها کوره راه هم ندارند!

- مدرسه ندارند!

- خلاصه کلام : ندارند!!! یعنی فقر مطلق

و آن پیر مراد فرمودند :

« به داد مردم بشاگرد برسید! »
و مریدان صادقش الحق رسیدند ، مدرسه ها ، راه ها ، سدها و آب بندها ، مساجد و حسینیه ها ، حوزه علمیه ، درمانگاه ها ، و ..... ساخته شد اما امان از فقر و کمبود در بشاگرد که چاه ویل است که هر چه می ریزی پر نمی شود !

کمیته امداد 30 سال است زیر علم ولایت ثابت قدم ایستاده و دست به سینه در خدمت ولی نعمتان واقعی 


تا چند سال پیش، علم خدمت به خلق الله، دست پیرغلام حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) ، والی قلب های بشاگرد ، مرحوم حاج عبدالله والی بود ، « حاجی والی » موهایش را در بشاگرد سفید کرد ، قد کشیدن کودکان بشاگرد را بیشتر حس می کرد تا فرزندان خودش را ، با بشاگردی ها پیرشد!

با بشاگردی ها نفس کشید ، نشست ، برخاست ، خورد ، خوابید ، لب کلام : « حاجی والی » با بشاگردی ها زندگی کرد

خدایش رحمت کند ، 8 اردیبهشت 84 قلب بشاگرد شکست و حاجی والی به حق پیوست .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 14:56  توسط سعید صالحی  | 

انتظار تا کي ...
مخابرات روستای بلبل آباد علیرغم نصب دکل هنوز راه اندازی نشده است .

علیرغم گذشت یکسال از راه اندازی دکل 43 متری مخابرات روستای بلبل آباد و نصب دستگاههای مربوطه هنوز این تجهیزات مورد بهره برداری قرار نگرفته است . شایان ذکر است روستای بلبل آباد با داشتن 650 نفر جمعیت و نیز سه مدرسه شبانه روزی با 700 نفر دانش آموز تنها یک خط تلفن ماهواره ای دارد که این خط نیز با اختلالات زیادی مواجه است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 14:48  توسط سعید صالحی  |